چندیست که مهر خاموشی لبانم را به هم دوخته
شوق پریدن در من نیست
قفسی از غربت و تنهائی ساخته ام که درونش قلب هیچ زنده ای جای ندارد .
پاییز در انتظار زمستان است . در انتظار است تا زردی خزانش را خاموش کند .
من نگران چشمهای نرگسم , تنها مونس زمستان .
گونه هایش سرد و بی روح است .
باران در جستجوی ذره جائی روی زمین است .
خدایا بهار مرده , سردی زمستان خوشحال , می سراید آواز پر مهیب سرما را ...
من با تپش قلب قناریهای محزون و مانده در قفس آشنا هستم
میشنوم ناله سوزناک اقاقیها را
از کنار حوض یخ بسته میشنوم ناله کبوتر شکسته بالی را
دیگر صدای خنده باران را نمیشنوم
خدایا چه شده من کیم ؟کجایم؟ باید باشم ؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 11:42 توسط Baran
|
سلام سلام سلام دوستان خوبم
دیروز و امروز تالار حافظ شیراز میزبان جشنواره استانی موسیقی سنتی و کلاسیک استان فارس بود . گروههای مختلف نتیجه تلاش یک ساله خودشونو در حظور اساتید بزرگی چون استاد هادی منتظری , آقای افقه روی صحنه نمایش دادند . از بین این گروهها اجرای گروه خموش به سرپرستی آقای هادی صالح نیا و گروه آقای مصطفی سوهانی خیلی به دلم نشست . آقای سوهانی این بار کار متفاوتی رو ارائه دادند که خیلی جالب بود . امیدوارم که شاهد هنرنمائی این دوستان عزیز توی جشنواره فجر باشیم .
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 18:28 توسط Baran
|
كنسرت گروه خموش به سر پرستي محمد ذاكر حسين در تاريخهاي 14و 15 آبانماه در تالار حافظ شيراز
اعضاي گروه خموش :
ميثم ذاكر حسين : نوازنده سه تار/ تار باس
محمد ذاكر حسين : نوازنده تار/ اواز/ سرپرست گروه
علي زند وكيلي : آواز
رهــام شــــــناسا : نوازنده سنتور
حســين نعمت الهي : نوازنده عود
مهــدي شــيرازي : نوازنده كمانچه
پيــــــمان لــــردي فـرد : نوازنده تار
محمد كريم ابراهيمي : نوازنده تنبك
بخش اول قطعاتي در بيات ترك و همايون
پيش آهنگ بيات ترك ساخته استاد مسعود شناسا
تصنيف ساقيا شعر از حافظ ساخته ميثم ذاكر حسين
قطعه طغيان ساخته ميثم ذاكر حسين
بخش دوم در مايه دشتي
تصنيف پري روي شعر از سعدي ساخته محمد ذاكر حسين
تصنيف فغــــان شعر از حافــــــظ ساخته محمد ذاكر حسين
قطعه شيون ساخته استاد مسعود شناسا
تصنيف هجران شعر از حافظ ساخته محمد ذاكر حسين كه تقديم به استاد گرانقدر پرويز مشكاتيان شد.
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 17:45 توسط Baran
|
استاد مشكاتيان شقايقي بود خلاق

وقتي خلاق شدي و اجازه دادي خلاقيت از طريق تو به منصه ظهور برسد ، وقتي آوازي سر مي دهي ، اين آواز از تو نيست . تو نمي تواني زيرش را امضاء كني و نمي تواني ادعا كني كه اين مال خود من است . تو نمي تواني آنرا با اسم خودت ثبت كني . آنگاه زندگي پر و بال ميگيرد و غليان در مي آيد . فرار رفتن از خويش جزو لاينفك خلاقيت است و گرنه ما حداكثر مي توانيم خود را جاودانه سازيم . تو كودكي به وجود مي آوري اين خلاقيت نيست تو خواهي مرد و كودك اينجا خواهد بود تا زندگي را تداوم بخشد .مگر آنكه رفتن به فراسوي خويش را آغاز كني و اين پيشي گرفتن از خويش تنها وقتي اتفاق مي افتد كه چيزي از ماوراء در تماس با تو قرار گيرد.
اين اصل مطلب تعالي است فرار رفتن از خويش و در اين رفتن به ماوراء معجزه اتفاق مي افتد
«تو نيستي و با اين وجود تو براي نخستين بار هستي»
اقيانوس
بقيه عكسها در ادامه مطالب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 7:7 توسط Baran
|
اگر تو حقيقت را با چنان شتابي طلب كني آن وقت ، سفر بسيار بسيار طولاني خواهد بود .
اگر آماده باشي كه منتـــــظر بماني سفر ميتواند بســـيار كوتاه باشد.
اگر بتواني تا بينهايت منتـــــظر بماني ميتواند هم اكنون نيز اتفاق بيفتد.
ولي اگر نتواني منتظر بماني شايد سالها و زندگي ها به طول انجامد .
بستگي به خودت دارد
كساني كه عجله دارند هميشه مرشد را از دست مي دهند . زيرا پيش نياز اساسي بودن با مرشد شكيبا است و آنان ناشكيبا هستند .
تقاضاي مرشد تسليم شدن است .
+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 13:24 توسط Baran
|
ديگر كسي نواي دل انگيز ساز استاد مشكاتيان را نخواهد شنيد .
سازش از امروز خاموش است و غمگين
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 9:46 توسط Baran
|
فضاي امروز موسيقي ايران فضائي آشفته ،
نابسامان ، مجازي ، نمايشي و بيمارگونه است .براي درمان بيماري و رفع
نابسامانيها ، ابتدا بايد ريشه هاي نابساماني را دقيقاُ بشناسيم .
افول
و نابساماني هنر كلاُ از جايي شروع ميشود كه هنر درگير مسائل مادي قرار
گيرد . بعضي اصطلاح ((تجارت )) را به كار گرفته و گفته اند ((نابساماني
هنر ، زائيده تجاري شدن آن است ))، ولي اين اصطلاح چندان منطقي به نظر
نميرسد ، چون تجارت امري موجه و متين و يكي از پايه هاي اصلي هر جامعه است
و با جايگاه محكم و مشخصي كه دارد نميتواند موجب تخريب و يا نابساماني
باشد ، بهتر است گفته شود ((موسيقي در گرو مسائل مادي )) ، چون مسائل مادي
به پول هم ختم نميشود و فاكتورهاي ديگري مثل شهرت طلبي و زياده طلبي و
مشكلاتي از اين دست را نيز شامل ميشود .
فضاي
موسيقي را دو عامل ميتواند خراب كند ، يكي پولسازي بي رويه و بي منطق و
ديگري شهرت طلبي و با كمي دقت و نگاه عميق تر متوجه ميشويم كه موجبات
تخريب فضاي فعلي موسيقي نيز همين دو عامل بوده است .
استاد ذوالفنون
+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 9:40 توسط Baran
|
جلال ذوالفنون موسيقي متن انيميشن "شكرستان" را به كارگرداني بابك نظري و تهيه كنندگي سيد مسعود صفوي ساخته است . اين انيميشن با محوريت حكايتها و ضرب المثلهاي قديمي به سفارش گروه كودك و نوجوان شبكه دو و با همكاري مركز مطالعات و توليدات فيلم انيميشن حوزه هنري ساخته شده است . در خلاصه داستان اين انيميشن آمده است : شكرستان شهري است خيالي كه همه چيز آن وارونه است . اتفاقاتي كه در اين شهر رخ ميدهد ، به قدري عجيب و غريب است كه حتي مردم شكرستان را متحير ميكند .
منبع : خبرگزاري مهر
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:24 توسط Baran
|
در اين سراي بي كسي ،كسي به در نميزند
به دشت پر ملال ما ،پرنده پر نميزند
يكي ز شب گرفتگان ،چراغ بر نميكند
كسي به كوچه سار شب ،در سحر نميزند
نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار
دريغ ،كز شبي چنين، سپيده سر نميزند
دل خراب من دگر خراب تر نميشود
كه خنجر غمت از اين ،خرابتر نميزند
گذرگهي است پر ستم ،كه اندرو به غير غم
يكي صلاي آشنا ، به رهگذر نميزند
چه چشم پاسخ است از اين ،دريچه هاي بسته ات
برو كه هيچ كس ندا به گوش كر ، نميزند
نه" سايه "دارم و نه بر ،بيفكنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر ، كسي تبر نميزند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 13:2 توسط Baran
|

تنها ستاره اي كه از بالاي خاطره و آسمان چشمهايت
رو به افق سبز نيزارهاي دور صدايم كرد
و تنها قطره باراني كه از چشمهاي تو،
آي آسمان
روي گيسوي گندمزار چكيد ، تمام كودكي خوابم را آشفت ...
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 9:35 توسط Baran
|