استاد مشكاتيان شقايقي بود خلاق

وقتي خلاق شدي و اجازه دادي خلاقيت از طريق تو به منصه ظهور برسد ، وقتي آوازي سر مي دهي ، اين آواز از تو نيست . تو نمي تواني زيرش را امضاء كني و نمي تواني ادعا كني كه اين مال خود من است . تو نمي تواني آنرا با اسم خودت ثبت كني . آنگاه زندگي پر و بال ميگيرد و غليان در مي آيد . فرار رفتن از خويش جزو لاينفك خلاقيت است و گرنه ما حداكثر مي توانيم خود را جاودانه سازيم . تو كودكي به وجود مي آوري اين خلاقيت نيست تو خواهي مرد و كودك اينجا خواهد بود تا زندگي را تداوم بخشد .مگر آنكه رفتن به فراسوي خويش را آغاز كني و اين پيشي گرفتن از خويش تنها وقتي اتفاق مي افتد كه چيزي از ماوراء در تماس با تو قرار گيرد.
اين اصل مطلب تعالي است فرار رفتن از خويش و در اين رفتن به ماوراء معجزه اتفاق مي افتد
«تو نيستي و با اين وجود تو براي نخستين بار هستي»
اقيانوس
بقيه عكسها در ادامه مطالب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 7:7 توسط Baran
|
اگر تو حقيقت را با چنان شتابي طلب كني آن وقت ، سفر بسيار بسيار طولاني خواهد بود .
اگر آماده باشي كه منتـــــظر بماني سفر ميتواند بســـيار كوتاه باشد.
اگر بتواني تا بينهايت منتـــــظر بماني ميتواند هم اكنون نيز اتفاق بيفتد.
ولي اگر نتواني منتظر بماني شايد سالها و زندگي ها به طول انجامد .
بستگي به خودت دارد
كساني كه عجله دارند هميشه مرشد را از دست مي دهند . زيرا پيش نياز اساسي بودن با مرشد شكيبا است و آنان ناشكيبا هستند .
تقاضاي مرشد تسليم شدن است .
+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 13:24 توسط Baran
|
ديگر كسي نواي دل انگيز ساز استاد مشكاتيان را نخواهد شنيد .
سازش از امروز خاموش است و غمگين
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 9:46 توسط Baran
|
فضاي امروز موسيقي ايران فضائي آشفته ،
نابسامان ، مجازي ، نمايشي و بيمارگونه است .براي درمان بيماري و رفع
نابسامانيها ، ابتدا بايد ريشه هاي نابساماني را دقيقاُ بشناسيم .
افول
و نابساماني هنر كلاُ از جايي شروع ميشود كه هنر درگير مسائل مادي قرار
گيرد . بعضي اصطلاح ((تجارت )) را به كار گرفته و گفته اند ((نابساماني
هنر ، زائيده تجاري شدن آن است ))، ولي اين اصطلاح چندان منطقي به نظر
نميرسد ، چون تجارت امري موجه و متين و يكي از پايه هاي اصلي هر جامعه است
و با جايگاه محكم و مشخصي كه دارد نميتواند موجب تخريب و يا نابساماني
باشد ، بهتر است گفته شود ((موسيقي در گرو مسائل مادي )) ، چون مسائل مادي
به پول هم ختم نميشود و فاكتورهاي ديگري مثل شهرت طلبي و زياده طلبي و
مشكلاتي از اين دست را نيز شامل ميشود .
فضاي
موسيقي را دو عامل ميتواند خراب كند ، يكي پولسازي بي رويه و بي منطق و
ديگري شهرت طلبي و با كمي دقت و نگاه عميق تر متوجه ميشويم كه موجبات
تخريب فضاي فعلي موسيقي نيز همين دو عامل بوده است .
استاد ذوالفنون
+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 9:40 توسط Baran
|
جلال ذوالفنون موسيقي متن انيميشن "شكرستان" را به كارگرداني بابك نظري و تهيه كنندگي سيد مسعود صفوي ساخته است . اين انيميشن با محوريت حكايتها و ضرب المثلهاي قديمي به سفارش گروه كودك و نوجوان شبكه دو و با همكاري مركز مطالعات و توليدات فيلم انيميشن حوزه هنري ساخته شده است . در خلاصه داستان اين انيميشن آمده است : شكرستان شهري است خيالي كه همه چيز آن وارونه است . اتفاقاتي كه در اين شهر رخ ميدهد ، به قدري عجيب و غريب است كه حتي مردم شكرستان را متحير ميكند .
منبع : خبرگزاري مهر
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:24 توسط Baran
|
در اين سراي بي كسي ،كسي به در نميزند
به دشت پر ملال ما ،پرنده پر نميزند
يكي ز شب گرفتگان ،چراغ بر نميكند
كسي به كوچه سار شب ،در سحر نميزند
نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار
دريغ ،كز شبي چنين، سپيده سر نميزند
دل خراب من دگر خراب تر نميشود
كه خنجر غمت از اين ،خرابتر نميزند
گذرگهي است پر ستم ،كه اندرو به غير غم
يكي صلاي آشنا ، به رهگذر نميزند
چه چشم پاسخ است از اين ،دريچه هاي بسته ات
برو كه هيچ كس ندا به گوش كر ، نميزند
نه" سايه "دارم و نه بر ،بيفكنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر ، كسي تبر نميزند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 13:2 توسط Baran
|

تنها ستاره اي كه از بالاي خاطره و آسمان چشمهايت
رو به افق سبز نيزارهاي دور صدايم كرد
و تنها قطره باراني كه از چشمهاي تو،
آي آسمان
روي گيسوي گندمزار چكيد ، تمام كودكي خوابم را آشفت ...
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 9:35 توسط Baran
|
ساختمان دف را ميتوان به اجزاي زير تقسيم كرد :
الف ) كمانه
ب ) پوست
ج )حلقه ها
د ) گل ميخ
كمانه :
كمانه حلقه اي چوبي ست با عرض 5 الي 6/5 سانتيمتر با دايره اي به قطر 50 الي 55 سانتيمتر كه كمتر به اندازه هاي كوچكتر يا بزرگتر ديده ميشود . ضخامت چوب از طرف پوست به 2 الي 3 ميلي متر و از طرف پشت ، به 1/5 سانتيمتر ميرسد . در صورتيكه كمانه دقيقاٌ به شكل دايره ساخته شده و از تقارن كامل برخوردار باشدو پوست از طرفين يكسان كشيده شود ، ساز صداي مطلوبي ايجاد خواهد كرد. روي قسمت پشت چوب يك فرورفتگي ايجاد ميگردد كه محل استقرار انگشت شست ميباشد و اصطلاحاٌ آنرا شستي مينامند.
انواع كمانه :
1- كمانه يك كمه : از چوبي با قطر 1/5 سانتيمتر تهيه ميگردد . دو سر چوب را طوري به يكديگر متصل ميكنند كه به شكل دايره شود . اين نوع كمانه كمتر بر اثر فشار چوب كج ميشود و از نظر وزن نسبت به نوع ديگر ، سبكتر است .
2- كمانه دو كمه : از دو چوب با قطري در حدود 0/5 سانتيمتر كه روي هم پرس شده اند ساخته ميشود . اين نوع كمانه ، سنگينتر از نوع ديگر ميباشد ولي در برابر فشار پوست ، مقاومتر است .
پوست :
براي ساختن دف (حبيبي) از جنس پوسته سازهاي ((سايد درام )) و ((تيمپاني )) استفاده ميشود .
حلقه ها :
در جدار داخل كمانه ميخهاي كج شده اي (قلاب مانند) تعبيه ميگردد كه روي آنها حلقه هاي فلزي در دسته هاي چهارتايي و با فاصله هاي 3 سانتيمتر از پوست و 1 سانتيمتر از دسته پهلوئي نصب ميگردند . اين حلقه ها را با نامهاي ديگري چون جلاجل (jaladjel ) نيز مي شناسند .
گل ميخها:
به منظور مهار كردن و نگاه داشتن پوست روي كمانه در قسمت پشت ، روي ضخامت 1/5 سانتيمتري ، كمانه پوست را به وسيله ميخهاي سر تخت (شبيه به پونز) مهار ميكنند .
+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 10:19 توسط Baran
|
مادر سلام بر افق نظرت كه هر روز
در پهناي درخشان آسمانت
براي ما زندگي و آينده ميسازي
مادر الماسي است گرانبها
كه در روز ازل در ظلمات و تاريكي
روز اول خلقت به هر انساني عطا شده
مادر تكه اي از خداست .
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 12:41 توسط Baran
|
با توجه به اينكه دفهاي پوستي از پوست
حيواناتي چون گوسفند ، بز ، آهو و ميش ميباشد و با شرائط آب و هواي سرد و
گرم دچار تغيير ميشود . معايب ديگري همچون داشتن بوي نا مطلوب ، ايجاد
حساسيت ،نداشتن كوك ثابت ، را دارا ميباشد . استاد مسعود حبيبي با تهيه نمودن دف جديدي با
ويژگيهاي به شرح زير خدمت بزرگي به جامعه هنري و موسيقي ايراني نموده اند .
1- داشتن كوك ثابت
2- قابليت كوك با نت مشخص براي هر دف
3- يكدستي ضخامت سطح پوست دف و كشش آن در تمام سطح و محيط دف
4- عدم جذب رطوبت
5- عدم تغيير كوك در هنگام اجرا
6-تاب بر نداشتن كمانه
7- داشتن صداي استاندارد شده مانند سازهاي اركستر سمفوني
+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 9:58 توسط Baran
|